در غزنه تأليف شده‌؛ (3) دايرةالمعارف نجومي موسوم به القانون المسعودي‌1 كه در 1030 به‌ سلطان مسعود غزنوي تقديم شده‌؛ (4) التفهيم في أوائل صناعة التنجيم‌، گزيده‌اي در رياضيات‌، نجوم و علم احكام نجوم‌. توصيف او از هند برهمايي براساس مطالعهٴ عميق اين سرزمين و مردمش بود. او با فلسفهٴ هندي‌، مخصوصاً با بهاگاوادگيتا آشنايي يافته بود. آثار متعددي را از سانسكريتي به عربي ترجمه كرد (ازجمله دو اثر واراهاميهيرا را، نك نيمهٴ اول سدهٴ ششم‌)؛ و از طرف ديگر معارف اسلامي را به هند انتقال داد.
او شرح دقيقي از ارقام هندي عرضه كرد (بهترين گزارش قرون وسطايي را). تصاعد هندسي‌ خانه‌هاي صفحهٴ شطرنج به عدد زير منجر مي‌شود:
 18,446,744,073,709,551,619 = 1 - 16^16. تثليث زاويه و مسائل ديگري كه فقط با خطكش و پرگار قابل حل نيست (مسائل بيروني‌). تسهيل تسطيح كره‌، مشابه آنچه اول بار به‌ وسيلهٴ گ‌. ب‌. نيكولاسي دي پاترنو در 1660 انتشار يافت (ايسيس‌، ج 5 ,498).
تعيين دقيق عرض‌هاي جغرافيايي‌. تعيين طول‌هاي جغرافيايي‌. اندازه‌گيري‌هاي زمين‌سنجي‌. بيروني دربارهٴ اين كه زمين به گرد خودش مي‌چرخد يا نه بحث كرده‌، بدون اين كه به نتيجهٴ مشخصي برسد.
تحقيق در وزن مخصوص‌. تعيين چگالي مخصوص 18 سنگ و فلز قيمتي با دقتي چشم‌گير. سرعت نور در مقايسه با صوت بسيار زياد است‌. نحوهٴ كار چشمه‌ها و چاه‌هاي آرتزين به وسيلهٴ اصل تعادل مايعات در ظروف مرتبطه بيان شده است‌.
توصيف اقسام مختلف عجيب‌الخلقه‌ها، ازجمله آنچه امروزه بدان‌ها ((دوقلوهاي سيامي‌)) مي‌گوييم‌. گل‌ها 3، 4، 5، 6 يا 18 گلبرگ دارند، و نه هرگز 7 يا 9 گلبرگ‌.
درهٴ سند را بايد بستر يك درياي قديمي دانست كه با مواد رسوبي پر شده است‌.

ابن سينا

ابو علي حسين بن عبداللّه بن سينا2 در 980 در افشنه نزديك بخارا زاده شد، در 1037 در همدان‌ درگذشت‌. جامع‌العلوم‌، فيلسوف‌، طبيب‌، رياضي‌دان‌، منجم‌، پرآوازه‌ترين دانشمند اسلام و يكي‌ از مشهورترين دانشمندان همهٴ ملت‌ها، كشورها و اعصار؛ كسي كه مي‌توان گفت فكرش مظهر


1 .پسر محمود غزنوي مخوف‌، از بزرگ‌ترين فرمان‌روايان مسلمان‌. محمود دولتي تأسيس كرد كه از لاهور تا سمرقند و اصفهان وسعت داشت‌. او دانشگاهي‌ در پاي‌تختش‌، غزنه‌، تأسيس كرد و آنجا را به صورت يكي از بزرگ‌ترين مراكز فرهنگي آسيا درآورد. در آنجا مرداني چون فردوسي و بيروني ظهور كردند.
استانلي لين‌پول‌: طبقات سلاطين اسلام (ص 285 - 290، 1893).
2 .به عبري Aven Sina ، به لاتيني Avicenna.